نقد و بررسی فصل دوم سریال «The Boys»

3 دقیقه پیش
نقد و بررسی فصل دوم سریال «The Boys»

در این مطلب قصد داریم در بخش نقد و بررسی به مناسبت اتمام فصل دوم سریال ابرقهرمانی و ساختارشکن «پسران» نگاهی به آن بیاندازیم، با ما همراه باشید.


فصل اول سریال “پسران” در میان سیل آثار ضعیف و به شدت کلیشه‌ای ژانر ابرقهرمانی، خود یک ابرقهرمان نجات بخش بود؛ بعد از بارها و بارها تماشای ابرقهرمانان رئوفی که جانشان برای ضعفا درمیرفت و مطلقا هیچ سو استفاده‌ای از قدرت های خود نمی‌کردند و کدهای اخلاقی طول و درازی داشتند، دیدن یک چهره واقع گرایانه (و محتمل تر !) از ابرقهرمانان نیاز بود. پاسخی به این سوال که آیا واقعا کسی که همه قدرت دنیا را در اختیار دارد خود را گرفتار موضوعاتی همچون اخلاقیات، مهربانی، وظیفه شناسی و دیگر خصایل می‌کند؟

«د بویز» با این ایده هیجان انگیز پا به میدان می‌گذارد، چه کسی گفته ابرقهرمانان آدم های خوبی خواهند بود ؟

فصل نخست با محوریت این ایده، یک ماجراجویی جذاب همراه با ویلیام بوچر و تیم پارتیزانش (به استثنای هیوئی) علیه ابرقهرمانان فریبکار و اربابشان، شرکت “وات” به ما ارائه داد، ترکیب یک ایده جذاب با اکشن و خشونت بی حد و مرز.

اما با تمامی این توصیفات، کماکان اضافی بودن بعضی شخصیت ها کمی در ذوقم می‌زد. اگرچه معتقدم با حجم قدرتی که در اختیار ابرقهرمانان است، ابتلا به فسادهای اخلاقی و روحی گوناگون تقریبا اجتناب ناپذیر می‌باشد، اما به هرحال ابرقهرمانان هم مانند انسان‌های معمولی احساسات دارند و لا‌به‌لای نگاه‌ها و اعمال آکنده از غرورشان، غیرممکن نیست که روزنه هایی از خصلت های خوب نیز دیده شود. به جز هوملندر، تمامی ابرقهرمانان نیز مانند او موجوداتی غرق در فساد هستند و این سیاه و سفید بودن شخصیت ها در فصل اول کمی غیرواقعی بود.

شاید مهمترین نقطه قوت فصل دوم این سریال، واقع گرایانه بودنش است. اگر قبلا از دیدن اینکه تیم بوچر چطور امپراطوری رسانه‌ای وات و ابرقهرمانانش را درهم می‌شکنند و آنها را خوار و خفیف میکردند لذت میبردیم، در فصل دوم با مهمترین خصلت این گونه مبارزات که در اکثر آثار سینما و تلویزیون نادیده گرفته می‌شود و یا به درستی القا نمی‌شود مواجه می‌شویم : فرسودگی.

در اکثر قصه ها شخصیت اصلی یک حرکت اجتماعی را شروع می‌کند، دو سه باری به مشکل برمیخورد، از آن می‌گذرد و در نهایت به مقصود خود می‌رسد. در واقعیت؟ شما برای رسیدن به مقصود خود آنقدر بهای بزرگ و باورنکردنی در ازای موفقیت ناچیز می‌پردازید که نه فقط از لحاظ عاطفی، بلکه از نظر منطقی و ریاضیاتی نیز ادامه دادن هیچ توجیحی ندارد. اگر قصد دارید تا برای اجرای عدالت اقدام کنید، همه کسانی را که برای آنها عدالت می‌خواهید از دست خواهید داد و آنگاه عدالت دیگر معنایی ندارد.

به همین خاطر است که “از خودگذشتگی”، مهمترین خصلت رهبران اینگونه جنبش‌ها است. خشم، انتقام، عشق و دیگر محرک‌ها، همگی در این راه قربانی خواهند شد و افراد را در سرگشتگی و پوچی رها خواهند کرد.

بنابراین مهمترین دقدقه شخصیت‌های مثبت سریال در فصل دوم، این است که تا چه حد حاضرند برای رسیدن به هدفشان پیش بروند ؟

ایشان در طول این فصل متوجه می‌شوند که تنها ایثار در مسیر حفظشان خواهد کرد و باقی احساسات، زنجیرهایی‌اند که آنها را از رسیدن به هدف باز‌میدارد.

هیوئی و استارلایت نمی‌دانند که بین اجرای عدالت برای ابرقهرمانان و عشقشان به یکدیگر، کدام را بایستی انتخاب کنند، چرا که دیر یا زود یکی در راه دیگری قربانی خواهد شد.

بوچر نیز پی عشقش به ربکا وارد این مسیر شد و فعلا تنها کسی است که با توجه به مرگ او در انتهای سریال، بهای آن را چشیده. با مرگ بکا، بوچر دیگر انگیزه‌ای جهت ادامه این راه ندارد و باید دید از این آزمون چگونه خارج می‌شود.

در مورد ابرقهرمانان، تمرکز سازندگان مشخصا بر روی شخصیت هوملندر و کوئین میو قرار دارد. گروه هفت ابرقهرمان من را تا حدودی به یاد هفت گناه کبیره مسیحیت می‌اندازد. همانطور که بدترین گناه در مقایسه با شش‌تای دیگر، غرور و خودشیفتگی است، هوملندر نیز به عنوان نفر اول ابرقهرمانان، از خودشیفتگی و غرور بی‌اندازه رنج می‌برد. هوملندر شکست ناپذیر است و هیچ دادگاه و قاضی‌ای نمیتواند او را داوری و محکوم کند و نبود داوری به معنای مرگ خصلت‌های پسندیده است. وقتی پی میبری اگر تمام ارتش های دنیا با آخرین تجهیزاتشان بایکدیگر متحد شوند هم نمی‌توانند خراشی رویت وارد کنند، چه لزومی به رعایت اخلاقیات است ؟

6 سریال جذاب و دیدنی شبیه سریال “Brave New World” که باید ببینید
بخوانید

با این حال یک چیز است که او و تمام قدرتش از کسب آن عاجز اند : عشق دیگران.

این مسأله که هوملندر مجبور است برای کسب عشق و رضایت دیگران با غرور خود مبارزه کند، چیزیست که آزارش می‌دهد.

در واقع، همانطور که شخصیت‌های مثبت با درگیری‌های درونی در طول مسیرشان در حال پردازش هستند، هوملندر نیز به عنوان شرور اصلی سریال با همین درگیری اصلی خود، یعنی کشمکش بین غرور و حس نیازش به دوست داشته شدن پرداخته می‌شود.

با توجه به اینکه هوملندر به احتمال زیاد تا پایان شرور اصلی مجموعه باقی خواهد ماند، پیش بینی من این است که گام نهایی شخصیت او در تبدیل شدن به یک ویلن تمام عیار و یک تهدید غیرقابل توقف، این است که غرور و خودپسندی‌اش بر وابستگی او به اطرافیان غلبه کند و آخرین نقطه ضعف و کریپتونایت این سوپرمن جنایتکار نیز از بین برود.

کوئین میو در داستان حکم شخصیت‌هایی‌ را دارد که به تغییر وضعیت دنیای اطرافشان ایمان ندارند. او به شکست وات امیدی ندارد و حق هم دارد. حتی اگر خود هوملندر را نیز در نظر نگیریم، وات به لطف امپراطوری رسانه‌ای خود، در برابر هر ضربه ای مقاوم است. تا کنون استراتژی کلی اعضای تیم د بویز بر رو کردن مدارک و اطلاعات محرمانه وات در شبکه های خبری استوار بوده، آنها راز سرم کامپاند وی را در دنیا افشا کردند، هویت استورم فرانت به عنوان یک نازی نژادپرست را برملا کرده و بارها و بارها وات را بی آبرو کردند، اما در برابر تمام این تلاش ها و فداکاری‌ها، تنها یک سناریو نخ نمای رسانه های وات کافی بود تا موضوعات به کلی فراموش شوند.

در واقع سازندگان به درستی می‌خواهند این مطلب را بیان کنند که مشکلات اصلی که دنیا با آن دست و پنجه نرم می‌کند نه آدم بدها، بلکه عوام الناس ساده لوحی هستند که به راحتی بازیچه دست آدم بدها می‌شوند.

آدم هایی که کافی است سه روز پیاپی یک دروغ را در تلویزیون بشنوند و آن را عمیقا باور کنند. آدم‌هایی که فکر کردن برایشان سخت است و ترجیح می‌دهند مانند گله گوسفندان تابع جمع باشند.

اگر قرار است وات سرنگون شود و یا ابرقهرمانان شکست بخورند، باید اکثریت مردم از فساد گسترده‌شان آگاه باشند و با چند کلیپ یوتیوب و تبلیغات تلویزیونی، افسارشان را به دست آنان نسپارند. معضلی که حلش تقریبا غیرممکن به نظر می‌رسد و در جهان امروزی نیز با آن دست و پنجه نرم میکنیم. به همین دلیل است که میو علاقه ای به جنگیدن ندارد، چرا که می‌داند وات با فریب عوام به چنان قدرتی رسیده که حتی هوملندر خودخواه و شکست ناپذیر را در مشتش دارد.

با این‌حال حداقل در این بخش سریال دچار کلیشه می‌شود و میو بعد یک سخنرانی انگیزشی از استارلایت، به میدان نبرد می‌آید و یک بزن بزن جانانه (و به طرز غیرمنتظره ای آکنده از فمنیسم) شکل می‌گیرد.

این فصل طعنه‌های بسیاری هم روانه کمپانی های فیلم سازی به خصوص مارول و دی‌سی کامیکس، دو غول این ژانر روانه کرد. مواردی مانند لوگوی فیلم هفت ابرقهرمان که واضحا برگرفته از لوگوی فیلم «بتمن علیه سوپرمن» و لوگوی استودیو فیلم سازی وات که برگرفته از لوگوی مارول استدیو است.در واقع سازندگان قصد دارند این پیام را به مخاطب انتقال دهند که همانطور که در سریال، کمپانی فیلم‌سازی وات و بلاک‌باسترهای عظیمش با شرکت و تیم آپ تمامی ابرقهرمانان، تنها یک جلوه غیرواقعی از دنیای ابرقهرمانان است و جهت سودآوری و تبلیغ ابرقهرمانان استفاده می‌شوند، در دنیای واقعی نیز کمپانی هایی مانند مارول و دی سی با نادیده گرفتن چهره واقعی ابرقهرمانان و صرفا به جهت سودآوری بیشتر، بلاک‌باسترهای جور و واجوری با هزینه های هنگفت تهیه میکنند که هیچ ارزش محتوایی ندارند و عاری از واقعیات دنیایی پر شده از ابرقهرمانان هستند. این طعنه ها و اعتراضات به همینجا ختم نمی‌شود و سریال به افزایش روز افزون محتواهای حمایت از همجنسگرایی (نه خود آن) در بلاک باسترهای ابرقهرمانی و آثار غیر ابرقهرمانی نیز نیشخند می‌زند. همانطور که تنها علت چپانده شدن موضوع همجنسگرا بودن کوئین میو در فیلم های استودیو وات، تلاش هوملندر جهت آزار خود او بود، در دنیای واقعی نیز این محتواهای حمایتی تنها یک حرکت تجاری و غیر واقعی هستند که نتیجه‌شان، روی گردانی جامعه از این اقشار است.

اولین تریلر سریال The Haunting of Bly Manor منتشر شد + ویدئو
بخوانید

درباره باقی ابرقهرمانان، باید بگویم حداقل در این فصل پیشرفت محسوسی درباره آنها مشاهده نشد.

استورم فرانت به عنوان کاراکتر جدید فصل، تهدیدی سمبلیک بود که نفوذ و رخنه مکتب های نژادپرستی را در قالب های نوین در جامعه هشدار می‌داد و در کل زوج او و هوملندر، به خوبی وظیفه خلق تهدید علیه پروتاگونیست ها را اجرا کردند.

استن ادگار (رئیس شرکت وات و با بازی جذاب اسپوزیتو) با اینکه ابرقهرمان نیست، ولی به راحتی لقب خطرناک ترین شرور این سریال را به خود اختصاص می‌دهد. او به خوبی به دنیای اطراف خود غلبه دارد و ابرقهرمانان را خوب می‌شناسد و از مهمتر، نشان دهنده چهره زشت نظام سرمایه داری است که اخلاقیات را در راه سودآوری و مالکیت، قربانی می‌کند.

خط داستانی دیپ و ای ترین بیشتر از اینکه در جهت پردازش این دو باشد، بستری برای معرفی کلیسای کالکتیو بود که تقریبا همه چیز آن مرموز است و برای اطلاعات بیشتر باید تا زمان پخش فصل بعدی صبر کنیم.

خطوط داستانی فرعی سریال نیز به زیبایی خط داستانی اصلی را شارژ می‌کنند، به طور مثال تیمارستانی که وات در آن ابرقهرمانان را نگهداری می‌کند، با معرفی دو شخصیت لمپ لایتر و سیندی، خود دو آرک دیگر به روند سریال اضافه کرده و باید بگویم داستان لمپ لایتر نیز با وجود ظاهر ساده و بی‌اهمیتیش، نقش مهمی در دور کردن وضعیت ابرقهرمانان سریال از سیاه یا سفیدی و به خاکستری بودن دارد.

ارک سیندی اما هنوز شروع نشده و دارای پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یک داستان قابل بحث در فصل‌های آینده است.

حتی ابرقهرمانانی که به صورت تیتروار در همین تیمارستان معرفی می‌شوند و گوشه ای از توانایی های بعضی‌هایشان نمایش داده می‌شود خود سکانس های کمدی و سرگرم کننده ای خلق کردند.

رایان؛ پسر هوملندر، در کنار مادرش بکا مهمترین خط داستانی فرعی این فصل را تشکیل می‌دادند، رایان با اندک پتانسیلی که از توانایی‌هایش به ما نشان داده و همچنین قطعه قطعه کردن استورم فرانت در انتهای سریال، نشان داد که احتمالا در آینده تنها کسی باشد که بتواند با بعد فیزیکی شخص هوملندر روبه‌رو شود، البته سازندگان پیش از آنکه رایان را به آغوش پروتاگونیست های فصل بیاندازند، این سوال ترسناک را مطرح کردند که اگر رایان هم به هوملندر بپیوندد چه؟ حقیقتا سناریو بسیار محتملی بود که انتظار داشتم در انتهای فصل به واقعیت بپیوندد، چرا که بوچر به عنوان پدر معنوی رایان او را به چشم یک ابرقهرمان شرور دیگر می‌دید و بکا نیز به عنوان مادرش، مجبور بود کل زندگی رایان به او دروغ بگوید تا از او محافظت کند. این دو مورد می‌توانستند به راحتی رایان را به دستان هوملندر بسپارند اما سازندگان در کل سعی کردند با مثبت نگری این فصل را به پایان ببرند.

خوشبختانه عوامل در این فصل نیز تعادل بسیار خوبی بین بخش درام و اکشن سریال به وجود آورده‌اند و شاهد سکانس های اکشن جذاب، استرس زا و خشن بودیم. خشونت، همانگونه که در دنیای واقعی وجود دارد، در این دست سریال ها هم عنصری حیاتی است که به بینندگان یادآوری می‌کند دنیای ابرقهرمانان رویایی نخواهد بود.

فصل دوم «د بویز»، اگرچه به اندازه فصل نخست آن درخشان نیست، اما فاکتورهای مهم خاص خودش را دارد و از همه مهمتر، روند مثبت سریال را حفظ می‌کند. اگرچه رگه هایی از کلیشه در این فصل احساس می‌شد، اما پردازش کاراکترها به خوبی انجام گرفته و سریال هنوز در مسیر از پیش تعیین شده خود پابرجا است و همه چیز محیای فصل و یا فصل‌های هیجان انگیز و با کیفیت بعدی است. با تشکر از وقتی که به ما اختصاص دادید.

✍ نمره منتقد : ۸ از ۱۰

0 0 رای
Article Rating
دنبال کنید
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش همه دیدگاه ها